4.

 

دنیای ما اندازه‌ی هم نیست

من عاشق بارون و گیتارم

من روزها تا ظهر می‌خوابم

من هر شبُ تا صبح بیدارم

 

دنیای ما اندازه‌ی هم نیست

من خیلی وقتا ساکتم، سردم

وقتی که میرم تو خودم شاید

پاییز سال بعد برگردم

 

دنیای ما اندازه‌ی هم نیست

می‌بوسمت اما نمی‌مونم

تو دائم از آینده می‌پرسی

من حال فردامم نمی‌دونم

 

تو فکر یه آغوش محکم باش

آغوش این دیوونه محکم نیست

صد بار گفتم باز یادت رفت

دنیای ما اندازه‌ی هم نیست

 

 

رستاك حلاج

 

 

 

یه حسی رفته از قلبم که پشتم کوهی از درده
چه جوری از دلم کندی که اون حس برنمیگرده

نه دنبال یه تسکینم نه فکر کندن از این درد
تو دنیا با یه دردایی فقط باید مدارا کرد

از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از تمام این زندگی

چه روزایی که دلگیرم چه روزایی که آشفته ام
اگه میبینی آرومم چون این دردو پذیرفتم


یه حسی غربتی دارم که از هر جمعی بیزارم
کنار هرکسی باشم همین تنهایی رو دارم


از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از تمام این زندگی

 

روزبه بمانی

 

+++

 

-چرا گریه نمیکنی؟سبک میشی بخدا

+این بغض ها رو که من نباید اشک کنم؟

- یعنی چی؟

+ این بغض کهنست.. خوشبختانه عادت ندارم اصلا توی گذشته بمونم.. ولی قبلاها یه بغضی کاشته شد تو گلوم که باهام موند.. البته گذشته و گذشته ها موندن توی گذشته.. دو دستی تحویل خدا دادم که هر چی خواست خودش کنه و من ادامه زندگیمو رفتم جلو..

- منکه نمیفهمم تو چی میگی..

+ یعنی این بغضو "من" نکاشتم توی گلوم که چشمای "من" بخواد بباردش..

-چه کینه ای بودی نمیدونستم !!

+ کینه ایــــ .. آره فک کنم هستم.. ولی کینه ای رو مترادف این نگیر که خیلی سخت گیرم و خیلی سخت میبخشم یا اصلا نمیبخشم.. کینه ای رو مترادف این بگیر که چیزهایی هستن که اصلا نمیبخشم.. مثل آدمهایی که باورهامو خراب کردن.. اعتمادمو.. و نگاهمو به آدمها..

 

 

شعری که ته مایه اروتیک باشه تقریبا ندیدم.. این شعر کار خیلی خوب و جالبی بود..

 

چشمم وزيد آبی پيراهن تو را
حوض در آستانه ی سر رفتن تو را
سلولهای پوست من نقشه می کشند :
از شاخه های باکره گی چيدن تو را

به ثروت شيوخ عرب ميتوان فروخت
در بدترين لباس جهان مانکن تو را
شوقم زبانه می کشد و باز می کند
شش دکمه ی مزاحم پيراهن تو را ...

انگشت من که آب لطيف نوازش است
بگذار رودخانه شود گردن تو را ـ
تا ماهيان تشنه ـ لبانم ـ رها شوند
امواج پر تلاطم بوسيدن تو را ...

حالا نفس نفس ، نفسم ذوب میکند
قطره به قطره برف سفيد تن تـو را
با ذره ذره ی بدنم درک می کنم
معنای پرحرارت زن بودن تو را

شب ای شب قشنگ همآغوشی ام ، خدا
از روی خانـه ام نکشد دامن تو را ...

 مهدی فرجی

 

+++

 

...

آهای فرصت کم آهای راه زیاد
یه عمر فاصله بود از تو به این آغوش

بین منو تو هنوز یه ریز برف میاد
به دیدنم که میای لباس گرم بپوش

به دیدنم که میای برام گلاب بیار
که مزه مزه کنم نفس کشیدنت ـُو

برای تشنگیام یکم سراب بیار
که باز دوره کنم خیال ِ دیدنت ـُو…

♫♫♫

بخاطر تو دلم با اینکه زود شکست
نه باز عاشق شد نه دوست پیدا کرد

نه پای درد دل ِ هرکی رسید نشست
نه سفره ی دلشو پیش ِ کسی وا کرد

به دیدنم که میای برام ستاره بیار
چراغ ِ اول این شبو تو روشن کن

بازم اگه حرفام حوصلتو سر برد
هنوز سحر نشده هوای رفتن کن

 

ترانه:حسین صفا.. متن ترانه خانه کوچیک..محسن چاوشی